ابو القاسم راز شيرازى

489

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

حرام است » . و همچنين در حال خلافت ، تنها در ميان مردم راه مىرفتند و مىفرمودند : « امام خود را راه دهيد » ! و خود ، به نفس نفيس ، ما يحتاج را از براى عيال مىخريدند و حمل به خانه مىفرمودند ؛ هر قدر اصحاب اصرار مىكردند كه حمل نمايند ، حضرت مىفرمودند : « من اولى به خدمت عيال خودم » . و دفعات عديده ، بر « معاويه » دست يافتند و از او گذشتند ؛ « مالك اشتر » « 46 » عرض كرد : « فداى تو شوم ! چرا مرا خبر نكردى كه به يك شمشير كار او را بسازم » ؟ فرمودند : « خلاف مروّت بود ، آنچه خداوند مقدّر فرموده است همان خوب است » . اين اعمال و افعال ، دليل بر آن است كه در عين سلطنت و خلافت ، ميل به دنيا و ما فيها ندارند و خود را از دنيا بيگانه مىدانند و متحمّل سلطنت آن نمىشوند مگر « محضا للّه » « 47 » به جهت هدايت خلايق . و علامت سيم از علامات سخاوت ، آن است كه اگر تمام دنيا را مالك باشد و بذل نمايد در راه حقّ تعالى ، ملالت حاصل ننمايد ؛ زيرا كه تمام دنيا و

--> ( 46 ) - مالك بن الحارث الاشتر النّخعى ، يكى از برجسته‌ترين اصحاب حضرت امير مؤمنان على عليه السّلام و از فداكارترين و شجاع‌ترين ايشان بود . دلاوريهاى او در جنگهاى « جمل » و « صفّين » و حماسه آفرينيهايش زيب و زيور تاريخ « اسلام » است . در علوّ مرتبهء ايمانى نيز چنان بود كه چون در معرض اهانت مردى بازارى قرار گرفت ، به مسجد رفت و براى آن مرد ، طلب آمرزش كرد ؛ و چون آن مرد بازارى ، آگاه شد كه شخص مورد اهانت ، « مالك اشتر » بوده است ، به وحشت افتاد ، و چون او را در مسجد يافت و به عذر تقصير خود پرداخت ، دريافت كه مالك نه تنها از او كينه‌اى در دل ندارد بلكه چون پدرى مهربان ، از خدا براى او آمرزش خواسته است . در شأن او همين بس كه امير مؤمنان على عليه السّلام در حقّش فرمود : « مالك » براى من چنان بود كه من براى رسول خدا ! و آن حضرت ، چنين كلامى را در حقّ هيچ‌يك از اصحاب خود نفرموده است . بارى شهادت آن مرد يگانه به سال 37 هجرى در ميانهء راه « مصر » ، به وسيلهء عسلى زهرآلود كه يكى از عمّال « معاويه » به او خورانيده بود ، اتّفاق افتاد . عالىترين طرح ادارهء جوامع بشرى ، براساس حقّ و عدالت كه به نام عهدنامهء « مالك اشتر » معروف است از سوى حضرت امير مؤمنان على عليه السّلام به نام نامى اين عنصر فضيلت ، شرف صدور يافته است . ( 47 ) - خالص براى خدا